توهمات کرگدن فهیم جیبی
۞هیچکس بی دامن تر نیست،اما پیش خلق... دیگران پوشند و ما بر آفتاب افکنده ایم۞

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
1385/05/18
یه آدم معمولی ....

برای اینکه یه آدم معمولی باشم 18 سال درس خوندم...

برای اینکه مرد بشم سخت ترین رشته مهندسی رو انتخاب کردم...

برای اینکه کسی بهم ترحم نکنه بزرگترین افتخار دنیا...پسر یک ((وطن پرست بالفعل بودن))  رو نفی کردم...

برای اینکه کارگر  زیر دستم احساس با ارزش بودن کنه حتی به همراهش  بیل زدم...

تا سهم خودمو برای خوب بودن بپردازم....

خوب بودن؟؟؟...نه..!!

مقبول جامعه بودن....!!!

 

و امروز برای اینکه مردی با دست خالی از نون ، اشک رو از روی گونه های تب دار بچه ی گرسنه اش پاک نکنه ...

هیچ کاری نتونستم بکنم...

هیج کاری...

تنها اینکه یک روز بهش کار بدم... و حقوقشو از جیب خودم بدم..(چون شرکت به کار اون نیاز نداشت...چیزی که آرزو میکنم هرگز متوجه نشده باشه...)

اما این کافیه؟

آیا فردا این بچه گرسنه نیست؟...

و اون مرد شرمنده؟...

آیا اینها تنها (( اینها ی)) اطرافمون هستند؟

چه اتفاقی برامون افتاده؟....

 

آها.ا.ا.ا.ا.ا.ا.ی!

با تو ام!

ایرانی!

با تو....

                    (با خودم...)...

 

 

 

 

  


آخرین توهمات
خش هندیت
کرگدن پوست کلفته...
یعنی دیر دلخور میشه...اما بد!!
از گوشت دیگران نمیخوره.
به نظر خشن میاد اما این ظاهرشه.دلش واقعا سوسوله...
چیزای با ارزش زیادی نداره ...غیر از اونی که روی سرش جا داره...
و در آخر دشمن نداره...غیر از آدمیزاد ...
درست مثل من!!


من همینم که میگم... یه آدم معمولی
خرداد 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
قدیم دونی
!!عضو شو دیگه
نام کاربری
اینقد تا حالا سر زدن....با تو البته 20935