امروز برای اولین بار کارگاه شکل کارگاه شد....
ناظرها اومدند.... سرپرست نظارت...ناظر تاسیسات ... ناظر الکتریکال و ناظر مقیم که همیشه سر دل منه!!
و موقع رفتن همشون لبخند رضایت به لب رفتن ... هیچ نقصی توی کارگاهم ندیدن...
آخر سر...یعنی آخر وقت اداری... از نظارت عالی هم اومدن....
و طبق روال کاریشون نماینده نظارت عالی گفت: (( سرعت کار پایینه مهندس... چکار داری می کنی؟!))
ناظر مقیم گفت: (( بله...دستگاه نظارت(یعنی خودش) هم از این وضعیت ناراضیه...من اینو کتبا ابلاغ کردم به مهندس(یعنی من)...))
منم بادی به غبغب انداختم : (( اخطار ایشون مربوط میشه به پیمانکار نصب سوله
1) پیمانکار سوله مجموعه من نیست...سپاهه!..
2) نظارت سوله اصلا در اختیار ایشون نیست...
ضمنا در مورد فرمایش مهندس (با دست به نماینده نظارت عالی اشاره کردم)...من این کارگاه رو دو هفته است که تحویل گرفتم...و بعد از تجهیز کارگاه که یه هفته طول کشیده الان توی سه جبهه ی کاری کارگاه فعاله... مطمینید که این اسمش کمکاریه مهندسسسسس؟؟!! ))
یارو یه نیگا کرد دید گاف داده...!! دور و بریاش حتی نماینده شهرداری(کارفرما) زدند زیر خنده!! یکیشون برگشت و با نیشخند بهش گفت: (( اینجا جاش نبود مهندس!!))
نمی دونی چه حالی کردم!!
خلاصه کنم که امروز حسابی از خجالت ناظر مقیممون هم در اومدم...
مثل کره داشت آب میشد از خیطی!!
از این به بعد بیشتر براش خواهم داشتن همی!!نه اینکه پشت سرش (مثل اون نسبت به من)!!
جلوی خودش و جایی که باید جوابگو باشه براش دارم...
من عجب شیطونی شدم نه؟!!
|