| از شب نوش و گریه و وداع با بندر عزیز و آمدن به این هیولا(تهران). |
من اولین کادوی ازدواجمو گرفتم....شعری که باهاش کلی حال می کردیم...گریه....خنده....جزو اولین شعرهای زیباش بود و حالا اونو به من هدیه کرد.. از نقابدار نازنینم....عزیزم متشکرم...
* * *
دلم از عشق تو ویزان شد امشب میان کوچه سرگردان شد امشب رسیدم تا که بر محضر چشمت شدم این نرگس خمارت امشب میان ان دو چشم چون غرالت خیال مست من حیرانت امشب منم بین طالایی موج موهای کمندت رفیق و همدم گلزارت امشب ایا شیرین جان خسرو ندانم بدان از عشق تو فرهادم امشب بگفتا عشق من یار شتابان غزل را گفته ای هجران کن امشب
|